سن مناسب ازدواج

سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است : یكی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیكی .

1- جنبه روانی:

انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی كودك با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یك نوجوان با ویژگی های روانی یك فرد سالخورده در اكثر زمینه ها قابل مقایسه نیست. بنابراین ازدواج یك مرد پنجاه یا شصت ساله با یك دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد.
ادامه نوشته

شاعری که نام کوچکش با حرف آخر عشق آغاز می‌شود

نمی دانم مردم بی حوصله شده اند یا شاعران کلامی درخور ندارند. نمی دانم قیمت کتاب ها بالا است یا مردم آن قدر گرفتار شده اند که کمتر فرصت می کنند که کتاب بخرند. هر چه هست، امروزه تعداد شاعران ما از تعداد خوانندگان شعر ما بسی فراتر رفته است. نمی دانم خوب است یا بد. در این میان اما برخی هستند که در این قاعده نمی گنجند. اسمشان آبروی کتاب است و مردم با دیدن اسمشان روی جلد کتاب ها، هله ای دونی می کشند و بی توجه به قیمت پشت جلد، کتابشان را می خرند.

ادامه نوشته

عاشق شناسی(2) قیصر امین پور

«از تمام رمز و راز های عشق/

جز همین سه حرف/

جز همین سه حرف ساده میان تهی/

چیز دیگری سرم نمی شود/

من سرم نمی شود/ ولی........ راستی/

دلم که می شود.» 

ادامه نوشته

عشق به روایت امین پور، مهدی طاهری


دستور زبان عشق قیصر امین پور، روی پیراهنی افتاده که زیر پیراهن، یک صفحه دفتر مشق است با همان خطوط آشنا اما این کتاب، مشق عشق برای قیصر نیست.

دستور زبان عشق قیصر امین پور، روی پیراهنی افتاده که زیر پیراهن، یک صفحه دفتر مشق است با همان خطوط آشنا اما این کتاب، مشق عشق برای قیصر نیست. رنگ قرمز پس زمینه عنوان کتاب، مخاطب را به دنیای قدیمی امین پور می برد، دنیایی که پس از لبخندها و شادی های او یا غم ها و دلگیری ها پیش می آید. پشت جلو نیز، همین گونه رقم می خورد پیراهنی باز وشعری برای انتظار...

قیصر امین پور را از پیش ترها می شناسیم، با دغدغه هایش و فضایی که به لحاظ زبانی و مفهومی در اشعارش ایجاد کرده است، آشناییم.

ادامه نوشته

چشمان حسود ، کور . عاشق شده ام -چند رباعی از میلاد عرفان پور

بی عشق به دور خودمان می گردیم

بی خود شب و روز در جهان می گردیم

دنیا قبرستان بزرگیست که ما

 دنبال مزار خود در آن می گردیم

..........................................

 بازیچه ی هر ایل و تباری شد عشق

انگیزه ی هر خلافکاری شد عشق

حافظ ! تو عروج عشق را دیدی و من

دیدم چه دروغ شاخداری شد عشق

........................................

آیینه ... زلال ...نرم...مرمر...دل تو

یک دهکده لبریز کبوتر... دل تو

من قلک عشق خویش را می شکنم

یک خانه اجاره می کنم ... در دل تو

.....................................

 دریای تب مرا کف آلود کنید

خود را به هوای دیدنم رود کنید

چشمان حسود ، کور . عاشق شده ام

اسفند برای دل من دود کنید

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ...

مرگ است كه لبريز شقایق شده است 
درد است كه با مرد موافق شده است

باغی ز غم عشق چو آتش  شده بود

چون خواب سفیدی که حقایق شده است

می گفت زمان زمینه رفتن ماست

آن برگ که بر آب چو قایق شده است

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي

پاييز ، بهاريست كه عاشق شده است....

با اجازه شاعر این شعر(میلاد عرفان پور) ،بیت اول رو تغییر دادم و دوبیت به شعر اضافه کردم تا پاییز عاشق رو بیشتر توصیف کنم


عاشق شناسی(1) باباطاهر عریان کیست؟

بابا طاهر عریان که محققین به واسطه در هاله ای از ابهام قرار داشتن شخصیت وی او را شخصیتی مرموز خوانده اند، فرد اساطیری است به سنت شعوبی اسلامی نمودن بزرگان تاریخ ایران کهن ، به عهد اسلامی کشانده شده است.
ادامه نوشته

عشق و شرمساری !!

یاد دارم در غروبی سردِ سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد : کهنه قالی میخرم
دست دوم، جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفُالی میخرم
گر نداری، کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟
بوی نان تازه هوشم برده بود
اتفاقاً مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت : آقا سفره خالی میخرید ؟!!

کاش بابا حرف او نشنیده بود!

کاش قلب عاشقش نشکسته بود!

راز زوج خوشبخت در سالگرد ازدواج

 

روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.

سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.

سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم  خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟"

همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت: " این بار اولته"!

عشق؛ کنش آگاهانه انسان خودآگاه

عشق خصیصه ای است منحصر به انسان چنانکه بسیاری از اندیشمندان (از جمله اریک فروم) عشق یا توان عاشق شدن را یکی از ویژگی های انسان سالم می دانند. عشق مقوله ای است در بالاترین سطح آن، دو سویه که در ساده ترین توصیف رابطه ای است میان عاشق به عنوان فاعل و معشوق به عنوان مفعولزندگی مانند خیابان بزرگی است با کوچه هایی که از آن منشعب می شوند یا با کوچه هایی که به آن ختم می شوند ،با مغازه ها وبساط دستفروشهای موقتی که گاه ساعتها و روزها می توانند تو را به خود مشغول کنند و از رفتن بازت دارند .
 
ادامه نوشته

مراحل تکامل عشق

عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل: مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است: 1- مرحله مجذوب شدن واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد: * مجذوب شدن فيزيكي : هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي
ادامه نوشته

  با یارت اگر تنها شدی دیگر چیزی نخواه......

دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
ببین در آینه جام نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی

عشق و چهار شباهت

جهار چیز را نمی توان برگرداند:

1- تیر بعد از شلیک

2- سخن بعد از بیان

3- فرصت بعد از ازدست رفتن

4- زمان بعد از گذشتن

و عشق هر چهار عنصر بالا را در خود دارد. تیر نگاه ، سخن دل ،فرصت عاشقی و زمان زودگذر .قبل از ابراز عشق عمیقا بیاندیش که ....


دو نامه درباره عشق -امانول بدمان و فردریش وست هوف

عشق ورزيدن و رنج بردن به مثابة آموختن يک کار- اين است .آنچه براي انسان‌هاي جوان لازم است. مردم اغلب موقعيت عشق را، همانند بسياري از چيزهاي ديگر زندگي، بد فهميده‌اند و آن را بازي و سرگرمي ساخته‌اند. چنين پنداشته‌‌اند که بازي و سرگرمي مبارک‌تر از کار است. اما هيچ چيز خوشبختي آميز‌تر از کار نيست و عشق، از آن رو که برترين خوشبختي است نمي‌تواند چيز ديگري جز کار باشد. کسي که عشق مي‌ورزد بايد بکوشد چنان رفتار کند که انگار کار بزرگي دارد: او بايد بسيار تنهايي بکشد و در خود فرو رود و خود را جمع و محکم نگاه دارد. بايد کار کند؛ بايد چيزی بشود! زيرا هر چه شخص پربارتر است، همة آنچه تجربه مي‌کند غني‌تر است. و کسي که مي‌خواهد در زندگي‌اش عشقي ژرف داشته باشد بايد چون زنبور عسل ذخيره کند و براي  گرد آورده خود پاسبانی کند و آنرا تنها به اهلش بنمایاند.

ادامه نوشته

عشق از منظر نیچه

عليرغم تمام گذشته‌هايي كه حاضرم در مورد پيش داوري‌هاي طرفداران تك همسري قائل ‌شوم، هرگز قبول نخواهم كرد كه د رعشق از حقوق يكسان براي زن و مرد سخن به ميان آيد؛ آخِر اين حقوق يكسان در اصل وجود ندارد. حتي خودِ واژة عشق در حقيقت براي مرد و زن دو معناي متفاوت دارد، و اين خود يكي از شرايط عشق ميان دو جنس مخالف است كه يكي احساس و تصور خود از «عشق» را با احساس و تصور طرف مقابل يكسان نداند. آنچه كه زن از عشق می‌فهمد نسبتا" روشن است: بنظر او عشق فقط خلوص و فداكاري نيست، اهداء و بخشش تمام و كمال جسم و روح است بدون هيچ قيد و شرط ملاحظه اي از هيچ بابت؛ او از واگذاري خود تحت شرايط و بنا بر ملاحظاتي خاص می‌ترسد و شرم دارد. همين فقدان شروط است كه از عشق او يك ايمان می‌سازد. تنها ايماني كه دارد

ادامه نوشته

مردان عاشق-جان گری

وقتي مردي به غار تنهايي اش پناه مي برد ، از ميزان فاصله اي که بين خودش و همسرش ايجاد کرده ، اطلاعي ندارد .

-اگر زني به شوهرش اجازه ندهد تا براي مدتي در خلوت خود سير کند ، احساس دلتنگي مرد براي با هم بودن از بين خواهد رفت .

-عوامل اصلي بروز استرس در يک مرد جدايي ، نارضايتي و سکوت هستند .

-بعضي معتقدند که مردان از برقراري ارتباط فقط به دنبال رابطه جسماني هستند ، اما حقيقت اين است که مردها در پي رسيدن به عشق هستند و تنها راه دستيابي به آن را برقراري روابط جسماني مي دانند

ادامه نوشته